آموزش رایگان مدیریت سرمایه در فارکس + ۴ روش کاربردی
در دنیای پرهیجان و غیرقابلپیشبینی بازارهای مالی، اکثر تازهواردان به دنبال یادگیری انواع سبکهای تحلیل تکنیکال برای تبدیلشدن به یک معاملهگر سودده هستند. اما اگر بادقت به مسیر تریدرهای سودده یا صندوقهای سرمایهگذاری نگاه کنید، درمییابید که رمز موفقیت در سبکهای متنوع تحلیل تکنیکال یا وین ریت بالا نیست، بلکه در نحوة مدیریت سرمایه و کنترل ریسک در معاملهگری است، مدیریت سرمایه به زبان ساده فلسفه بقاست یعنی: چطور معامله کنید تا حتی وقتی ضرر میکنید، باز هم دوام بیاورید و توان مالی و ذهنی برای شروع مجدد داشته باشید، هر معاملهگر سوددهی در دنیا، قبل از اینکه روی سود تمرکز کند، اول به بقا فکر میکند. زیرا در بازاری که همیشه در حال تغییر است، بقا مساوی موفقیت است، بدون یک سیستم مدیریت سرمایه، حتی بهترین تحلیلها و معاملات هم در بلندمدت بیفایدهاند. معامله گرانی که بدون حد ضرر، با حجمهای غیرمنطقی وارد بازار میشوند، شاید چند بار شانس بیاورند، اما در نهایت با یک ضرر بزرگ از بازی حذف خواهند شد.
در این مقاله با عنوان آموزش رایگان مدیریت سرمایه می خواهیم همه چیز را درباره مدیریت سرمایه بیاموزیم:
از فرمولهای ساده و قابلاجرا گرفته تا مفاهیم ریاضی مثل Expectancy و Profit Factor ، همراه با مثالهای عددی، اشتباهات متداول و روشهای مدیریت سرمایه پس اگر به دنبال آموزش رایگان مدیریت سرمایه هستید در ادامه همراه ما باشید.
مفهوم مدیریت سرمایه
مدیریت سرمایه فقط محاسبة درصد ریسک نیست؛ بلکه طرز فکر است.
یعنی شما بهعنوان یک تریدر باید یاد بگیرید در هر شرایطی، ابتدا از سرمایهتان محافظت کنید و بعد دنبال سود باشید، اگر استراتژی شما ۷۰٪ مواقع برنده باشد؛ ولی یک ضرر بزرگ ۵۰ درصدی کل حساب را نابود کند، در واقع بازندهاید.
اما اگر فقط ۴۰٪ مواقع برنده باشید؛ ولی هر بار ریسک خود را کنترل کنید و اجازه ندهید هیچ ضرری از ۲٪ موجودی حساب بیشتر شود، در بلندمدت سودآور خواهید بود.
مدیریت سرمایه بهصورت ابتدایی یعنی تنظیم پوزیشن سایز بر اساس حد ضرر و درصد ریسک مجاز از کل حساب، و هدف اصلی آن کاهش اثر ضررها و پایدار نگهداشتن منحنی رشد سرمایه است.
چرا باید حد ضرر تعیین کنیم؟
حد ضرر (Stop Loss) یکی از ابزارهای حیاتی مدیریت سرمایه و ریسک است که به اهمیت آن در ادامه در آموزش رایگان مدیریت سرمایه خواهیم پرداخت در واقع، بدون حد ضرر، شما در حال قمار کردن هستید نه معاملهگری.
حد ضرر نقطهای است که قبل از ورود به معامله مشخص میکنید؛ یعنی اگر بازار برخلاف پیشبینی شما حرکت کرد، معامله بسته شود تا از ضرر بیشتر جلوگیری شود.
فرض کنید سرمایه شما ۱۰,۰۰۰ دلار است و تصمیم دارید در هر معامله فقط ۲٪ سرمایه را ریسک کنید. یعنی حاضرید حداکثر ۲۰۰ دلار ضرر کنید.
اگر حد ضرر شما ۵۰ پیپ پایینتر از نقطه ورود باشد، کافی است حجم معامله را طوری تنظیم کنید که هر ۵۰ پیپ مساوی ۲۰۰ دلار ضرر باشد، در این حالت، حتی اگر ده معاملة پیاپی را از دست بدهید، هنوز ۸۰٪ سرمایهتان حفظ شده است.
درحالیکه اگر هر بار ۱۰٪ ریسک میکردید، بعد از همان ده معامله کل حسابتان نابود میشد.
درصد ضرر و دشواری جبران آن
در مدیریت سرمایه، یکی از واقعیتهای تلخ اما مهم این است که جبران ضرر بسیار دشوارتر از خود ضرر است مثلاً:
- اگر ۱۰٪ ضرر کنید، باید ۱۱٪ سود کنید تا به نقطه اول برگردید.
- اگر ۵۰٪ ضرر کنید، باید ۱۰۰٪ سود کنید.
- اگر ۷۵٪ ضرر کنید، باید ۳۰۰٪ سود کنید!
این اعداد نشان میدهد چرا ضررهای بزرگ باید ممنوع باشد و در معاملهگری از حد ضرر و پوزیشن سایز مناسب استفاده شود، وقتی بیش از ۲۰ تا ۲۵٪ از سرمایه از بین برود، جبران آن از نظر ذهنی و ریاضی دشوار است، معاملهگر حرفهای هیچگاه اجازه نمیدهد ضررهایش از کنترل خارج شوند، زیرا میداند که بقا، شرط اصلی ادامة بازی است.
ساختار ذهنی مدیریت سرمایه
در نگاه اول مدیریت سرمایه فقط شامل مجموعهای از اعداد و فرمول است، اما در واقع، یک زیر مجموعهای از روانشناسی بازار و بال ذهن محسوب میگردد معاملهگرهایی که ذهنیتشان تسلط ندارند، معمولاً در معاملاتشان حجمها را بهصورت تصادفی تغییر میدهند، بعد از یک ضرر، دوبرابر حجم وارد بازار می کندد تا انتقام سرمایه ازدسترفته و ضرر معامله قبلیشان را بگیرند و در نهایت کل حساب را از بین میبرند. مدیریت سرمایه به شما یاد میدهد احساسات را با قوانین جایگزین کنید.
قاعدة کلی:
- اگر چند معامله ضرر کردید، حجم را کاهش دهید.
- اگر در سری معاملات سودده هستید، حجم را بهتدریج افزایش دهید (اما باز هم در محدودة مجاز).
این نکته رو فراموش نکنید که معاملهگران موفق نه با امید، بلکه با احتمالات تصمیم میگیرند.
شاخصهای کلیدی مدیریت سرمایه
برای اندازهگیری عملکرد استراتژی مدیریت سرمایه، باید از شاخصهای کمی استفاده کنید.
این شاخصها کمک میکنند بفهمید آیا سیستم شما در بلندمدت سودآور است یا نه.
شش شاخص اصلی مدیریت سرمایه عبارتاند از:
- درصد معاملات برنده (Win Rate)
- درصد معاملات بازنده (Loss Rate)
- نسبت سود به ضرر (Risk to Reward Ratio)
- نسبت بازگشت مالی (Payoff Ratio)
- شاخص سودآوری (Profit Factor)
- امید ریاضی (Expectancy)
- افت سرمایه (Drawdown)
در ادامه در آموزش رایگان مدیریت سرمایه هر کدام را بهصورت تخصصی بررسی میکنیم.
درصد معاملات برنده (Win Rate)
وین ریت یعنی چه درصدی از کل معاملات شما با سود بسته میشوند.
فرمول:
وین ریت= (تعداد معاملات سودده ÷ کل معاملات) × 100
مثلاً اگر در ۱۰۰ معامله، ۶۰ مورد سودده باشد، وین ریت شما ۶۰٪ است.
اما توجه کنید که معاملات سربهسر (Break Even) نباید جزو معاملات برنده حساب شوند، چون هیچ سودی ایجاد نکردهاند. در غیر این صورت، وین ریت شما بهصورت مصنوعی بالا میرود و باعث اعتماد به نفس کاذب میشود.
نکته: وین ریت بهتنهایی معیار خوبی برای سودآوری نیست، ممکن است استراتژی شما وین ریت بالایی داشته باشد؛ اما به دلیل ضررهای سنگین به دلیل عدم وجود استاپلاس در استراتژی معاملاتی شما یا عدم رعایت پوزیشن مناسب و یکسان در معاملات، در مجموع معاملهگر زیانده باشد.
نسبت سود به ضرر (Risk to Reward Ratio)
ریسک به ریوارد یا بهاختصار R:R یعنی نسبت سود موردانتظار به ضرر احتمالی در هر معامله، مثلاً اگر حد ضرر شما ۵۰ دلار و حد سودتان ۱۰۰ دلار باشد، نسبت R:R برابر است با 100 ÷ 50 =2: یعنی در ازای هر دلار ضرر احتمالی، دو دلار سود بالقوه دارید،
معاملهگران سودده معمولاً دنبال معاملاتی با R:R بالاتر از ۲ هستند.
زیرا حتی با وین ریت پایینتر (مثلاً ۴۰٪)، همچنان در مجموع سود میکنند.
نسبت بازگشت مالی (Payoff Ratio)
نسبت بازگشت مالی میانگین نسبت سود به ضرر در کل معاملات است.
فرمول:
نسبت بازگشت مالی = (میانگین سود معاملات) ÷ (میانگین ضرر معاملات)
فرض کنید در ۱۰۰ معامله، میانگین سودتان ۱۲۰ دلار و میانگین ضررتان ۶۰ دلار باشد:
Payoff Ratio = 120 ÷ 60 = 2
یعنی در کل در این استراتژی معاملاتی، دوبرابر ضررها سود کردهاید.
این شاخص نمای کلی از استراتژی شما میدهد و معمولاً با نتایج بک تست یا فوروارد تست اندازهگیری میشود،
تفاوت شاخص نسبت بازگشت مالی با ریسک به ریوارد
درحالیکه هر دو مفهوم در ارزیابی کارایی معاملات حیاتی هستند، اما تفاوتهایی کلیدیای با یکدیگر دارند نسبت ریسک به ریوارد یک معیار پیشبینیکننده و تحلیلی است که قبل از ورود به معامله و بر اساس محاسبات حد سود و حد ضرر تعیین میشود و هدف اصلی آن مدیریت ریسک و تضمین توجیهپذیری معامله از نظر نسبت سود بالقوه به زیان بالقوه است. در مقابل، نسبت بازگشت مالی یک معیار ارزیابی عملکرد مبتنی بر دادههای تاریخی است که پس از انجام مجموعهای از معاملات و بر اساس محاسبه میانگین سودهای واقعی به میانگین زیانهای واقعی محاسبه میگردد و کاربرد اصلی آن سنجش عینی کارایی استراتژی معاملاتی درگذشته است؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که ریسک به ریوارد ابزاری استراتژیک برای برنامهریزی آینده و نسبت بازگشت مالی ابزاری تاکتیکی برای تحلیل عملکرد گذشته محسوب میشود.
شاخص سودآوری (Profit Factor)
پروفیت فکتور یکی از شاخصهای کلیدی برای تحلیل عملکرد است.
فرمول:
شاخص سودآوری = (نرخ برد × میانگین سود) ÷ (نرخ باخت × میانگین زیان)
اگر شاخص سودآوری کمتر از ۱ باشد، معاملهگر زیانده است، اگر برابر با ۱ باشد، سربهسر است، اگر بیشتر از ۱ باشد، معاملهگر سودده است.
مثال: اگر وین ریت شما ۵۰٪ و میانگین سود ۱۰۰ دلار و میانگین ضرر ۵۰ دلار باشد شاخص سودآوری شما 2 = (50 % × 100) ÷ (50% × 50) میباشد؛ یعنی سیستم شما به ازای هر 1 ضرر، 2 دلار سود میسازد.
امید ریاضی (Expectancy)
امید ریاضی در بازارهای مالی شاخص کلیدی در مدیریت سرمایه و استراتژیهای، معاملاتی است که نشان میدهد در بلندمدت، هر معامله به طور میانگین چه میزان سود یا زیان برای معاملهگر به همراه دارد. این شاخص با درنظرگرفتن احتمال بردوباخت هر معامله و میزان سود و ضرر مربوط به آنها محاسبه میشود. به عبارت سادهتر، امید ریاضی معیاری است برای تشخیص اینکه آیا استراتژی معاملاتی شما در طول زمان سودآور است یا خیر. فرمول آن بهصورت زیر است:
امید ریاضی = (وین ریت × مقدار سود) – (لاس ریت × مقدار ضرر).
برای مثال: اگر در ۵۰٪ مواقع ۲٪ سود و در ۵۰٪ مواقع ۱٪ ضرر کنید، امید ریاضی مثبت است، زیرا در بلندمدت مجموع معاملات شما سودده خواهد بود. درک و استفاده از امید ریاضی به معاملهگر کمک میکند تصمیمهایش را بر اساس داده و منطق بگیرد، نه احساسات، و استراتژیهایی طراحی کند که حتی با چند ضرر متوالی نیز در نهایت سودآور باقی بمانند.
اگر امید ریاضی منفی باشد، سیستم شما بازنده است حتی اگر وین ریت بالا باشد.
امید ریاضی مانند دماسنج سلامت سیستم معاملاتی است.
افت سرمایه (Drawdown)
دراودان (Drawdown) یکی از مهمترین شاخصها در ارزیابی عملکرد و میزان ریسک یک استراتژی معاملاتی است که نشاندهنده بزرگترین افت سرمایه از نقطه اوج تا کف بعدی در طول یک دوره زمانی مشخص میباشد. به عبارتی دیگر، دراودان میزان کاهش موجودی حساب یا سرمایه یک معامله گر پس از یک سری معاملات زیانده را نشان میدهد و مشخص میکند که در بدترین حالت، استراتژی شما چهقدر از سرمایه را از دست داده است. برای مثال، اگر موجودی حساب شما از ۱۰.۰۰۰ دلار به ۷.۵۰۰ دلار کاهش یابد، میزان دراودان ۲۵٪ خواهد بود. این شاخص اهمیت زیادی دارد؛ زیرا معاملهگران حرفهای فقط به سودآوری نگاه نمیکنند، بلکه پایداری و ریسک استراتژی معاملاتی را نیز میسنجند؛ ممکن است یک استراتژی بازدهی بالا داشته باشد؛ اما دراودان زیاد که نشاندهنده ناپایداری سود دهی معاملات و احتمال کال مارجین در دورههای ضررده است. کنترل دراودان ارتباط مستقیم با مدیریت سرمایه و روانشناسی معاملهگری دارد؛ هرچه دراودان کمتر باشد، بازگشت به حالت اولیه آسانتر و از نظر ذهنی قابل تحملتر است. به همین دلیل، بسیاری از معاملهگران آستانه مجاز دراودان روزانه را 1٪ الی 3٪ یا دراودان ماهیانه را 9٪ الی 14٪ تعیین میکنند تا در صورت افت بیش از حد، استراتژی معاملاتی خود را متوقف یا بازبینی کنند. در نهایت، دراودان نهتنها شاخصی برای ارزیابی گذشته عملکرد است، بلکه ابزاری حیاتی برای مدیریت ریسک و سرمایه در بازارهای مالی محسوب میشود.
کنترل احساسات در مدیریت سرمایه
احساسات، قاتل دارایی معاملهگران در بازارهای مالی هستند، خیلی از معاملهگران نه بهخاطر تحلیل و دیدگاه اشتباه نسبت به چارت، بلکه بهخاطر تصمیمهای احساسی میبازند، ترس باعث خروج زودهنگام از معاملات سودده میشود، طمع باعث نگهداشتن معاملات ضررده، و انتقام از بازار منجر به ریسک بیش از حد میشود.
مدیریت سرمایه فقط شامل محاسبات ریاضی نیست، بلکه چارچوبی ذهنی است که از تصمیمهای احساسی جلوگیری میکند و باعث پایبندی معاملهگر به استراتژی معاملاتی میشود.
راهکارهای مدیریت احساسات در مدیریت سرمایه:
- حد ضرر را بعد از ورود تغییر ندهید.
- اگر سه ضرر پیاپی داشتید، یک روز استراحت کنید.
- حجم معامله را متناسب با اعتماد به استراتژی تنظیم کنید، نه احساسات.
اشتباهات رایج در مدیریت سرمایه
مدیریت سرمایه در معاملهگری یکی از مهمترین اصول موفقیت در بازارهای مالی است و تفاوت بین یک معامله گر حرفهای و یک تازهکار را رقم میزند. بسیاری از معاملهگران با تحلیلهای دقیق و حتی استراتژیهای درست وارد بازار میشوند، اما به دلیل نداشتن درکی عمیق از اصول مدیریت سرمایه، در نهایت سرمایه خود را از دست میدهند. بازارهای مالی ذاتاً پرنوسان و غیرقابل پیشبینیاند؛ بنابراین حفظ سرمایه و کنترل ضرر، مهمتر از کسب سود است. در واقع، هدف اصلی مدیریت سرمایه، بقا در بازار است، نه تنها سودآوری. با اینحال، اشتباهات متداولی وجود دارد که معاملهگران، بهویژه در مراحل ابتدایی مسیر خود، مرتکب میشوند و این اشتباهات میتواند باعث از بین رفتن کل حساب معاملاتی شود. در ادامه به مهمترین و رایجترین این خطاها میپردازیم و توضیح میدهیم که چرا و چگونه باید از آنها اجتناب کرد.
نداشتن برنامه مدیریت ریسک مشخص
یکی از بزرگترین اشتباهات در تریدینگ، ورود به بازار بدون برنامه دقیق برای مدیریت ریسک است. بسیاری از معاملهگران فقط به سود هستند و هیچ سناریویی برای زمانی که بازار بر خلاف تحلیل آنها حرکت کند، ندارند. نداشتن حد ضرر باعث میشود معاملهگر درگیر امید و احساسات شود و به جای پذیرش یک ضرر کوچک، اجازه دهد آن ضرر تبدیل به زیان بزرگتری شود. یک برنامه مدیریت ریسک باید شامل تعیین مقدار ریسک در هر معامله، محل خروج از موقعیت در صورت اشتباه، و محدود کردن ضرر روزانه یا هفتگی باشد. بدون این برنامه، هیچ استراتژی حتی اگر سودده باشد در بلندمدت نمیتواند دوام بیاورد.
ریسک بیش از حد در هر معامله
ریسک زیاد در هر معامله یکی از مرگبارترین اشتباهات تریدرهاست. بسیاری از تازهکارها وسوسه میشوند که با حجم بزرگتر وارد معامله شوند تا سریعتر به سود برسند یا ضررهای قبلی را جبران کنند، اما در واقع این کار تنها شانس بقا را از بین میبرد. قانون طلایی این است که در هر معامله بیش از ۱ تا ۲ درصد از کل سرمایه نباید در معرض ریسک قرار گیرد. به عنوان مثال، اگر حساب شما ۱۰. ۰۰ دلار است، حداکثر میزان ضرر قابلقبول برای هر معامله باید بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار باشد. رعایت این قانون ساده باعث میشود حتی در صورت چندین ضرر متوالی، هنوز سرمایه کافی برای ادامه معاملات در بازار داشته باشید.
عدم تنوع در معاملات
تمرکز بیش از حد روی یک دارایی یا یک نوع معامله میتواند خطرناک باشد، زیرا شما تمام سرمایه خود را به نوسانات همان بازار وابسته میکنید. اگر تمام معاملات شما روی یک جفت ارز، یک سهام یا حتی یک نوع استراتژی خاص متمرکز باشد، ممکن است با یک تغییر ناگهانی در شرایط بازار، بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست بدهید. تنوع در معاملات یعنی پخش کردن ریسک بین داراییهای مختلف، تایم فریمهای متفاوت یا حتی استراتژیهای متنوع. این کار احتمال ضرر کلی را کاهش داده و پایداری عملکرد شما را در بلندمدت تضمین میکند.
بیتوجه ای به نسبت ریسک به ریوارد
یکی از اصول پایهای موفقیت در تریدینگ، حفظ نسبت منطقی بین سود احتمالی و ضرر احتمالی در هر معامله است. اگر شما برای کسب ۵۰ دلار سود حاضر باشید ۱۰۰ دلار ریسک کنید، حتی با وین ریت بالا نیز در بلندمدت بازنده خواهید بود. نسبت ایدئال ریسک به بازده معمولاً ۱ به ۲ یا بیشتر است، یعنی در برابر هر 1 دلار ریسک، حداقل 2 دلار سود بالقوه باید وجود داشته باشد. معاملهگرانی که این اصل را رعایت میکنند، حتی با وین ریت کمتر از ۵۰٪ نیز میتوانند در مجموع سودده باشند. این نسبت در واقع توازن بین ریسکپذیری و سودآوری پایدار را برقرار میکند.
افزودن پوزیشن به معامله زیانده
یکی از خطرناکترین عادتهای تریدرهای احساساتی، افزودن حجم به معاملهای است که در ضرر قرار دارد. این رفتار معمولاً از امید به بازگشت بازار و انکار اشتباه ناشی میشود. هرچند ممکن است گاهی با خوششانسی نتیجه مثبت دهد، اما در بیشتر مواقع منجر به ضررهای بزرگتر و حتی کال مارجین شدن حساب میشود. معاملهگران حرفهای به جای افزودن پوزیشن، در صورت فعال شدن حد ضرر از معامله خارج میشوند و تحلیل خود را بازبینی میکنند. بازار همیشه فرصت میدهد، اما سرمایه از دست رفته به سادگی باز نمیگردد.
نداشتن ژورنال معاملاتی (Trading Journal)
نداشتن ژورنال معاملاتی یکی از اشتباهات پنهان اما بسیار خطرناک است. بسیاری از تریدرها معاملات خود را ثبت نمیکنند و به همین دلیل هیچ دید روشنی نسبت به نقاط قوت و ضعف خود ندارند. داشتن دفتر ثبت معاملات شامل یادداشت زمان ورود و خروج، دلایل تصمیم، احساسات حین معامله و نتیجه نهایی است. بررسی دورهای این اطلاعات باعث میشود بتوانید الگوهای رفتاری خود را بشناسید، اشتباهات تکراری را حذف کنید و در مسیر رشد مستمر قرار گیرید. ژورنال در واقع همان دفتر تمرین ذهنی یک معامله گر حرفهای است.
عدم کنترل احساسات در هنگام سود یا ضرر
بازارهای مالی، میدان جنگی برای ذهن و احساسات هستند. طمع، ترس، انتقام از بازار و هیجان، از مهمترین عواملی هستند که موجب تصمیمگیریهای غیرمنطقی میشوند. معاملهگران تازهکار معمولاً پس از چند سود متوالی دچار اعتماد به نفس کاذب میشوند و حجم معاملات را افزایش میدهند، یا برعکس، پس از چند ضرر متوالی وارد فاز انتقام جویی میشوند. کنترل احساسات یعنی داشتن نظم، پایبندی به پلن معاملاتی و تصمیمگیری بر اساس دادهها نه هیجانات. بدون مدیریت روانی، هیچ سیستم معاملاتی حتی با دقت بالا پایدار نخواهد بود.
نادیده گرفتن اصل بقا در بازارهای مالی
در نهایت، مهمترین هدف هر معامله گر نباید صرفاً کسب سود باشد، بلکه دوام آوردن در بازارهای مالی است. بسیاری از معاملهگران با تمرکز بیش از حد بر کسب سود، فراموش میکنند که ترید همانند یک ماراتن است، نه دوی صد متر. حفظ سرمایه، رعایت اصول مدیریت ریسک، و جلوگیری از ضررهای بزرگ، پایه و اساس ماندگاری در این مسیر است. تا زمانی که سرمایهتان حفظ شود، همیشه میتوانید از فرصتهای جدید بازار استفاده کنید، اما اگر سرمایه از بین برود، بازی برای همیشه تمام است.
پلن عملی مدیریت سرمایه
یک پلن حرفهای باید شامل موارد زیر باشد:
1: درصد ریسک مجاز در هر معامله (مثلاً 1٪)
2: حداکثر افت سرمایه قابل قبول (مثلاً 1۰٪)
3: حداقل نسبت سود به ضرر (۲ به ۱)
4: حداکثر تعداد معاملات باز همزمان
5: استراتژی خروج از ضررهای متوالی
داشتن یک پلن مکتوب باعث انضباط و تداوم میشود.
مدیریت سرمایه در سبکهای مختلفترید
در اسکالپ: حجم کم، حد ضرر کوچک و تعداد زیاد معاملات.
در ترید روزانه: ریسک متوسط و اهداف سود کوتاه مدت.
در سوئینگ: حد ضرر بزرگتر ولی حجم کمتر.
در هر سبک باید قانون زیر ثابت بماند:
هیچ معاملهای بیش از ۲٪ از کل حساب را تهدید نکند.
نتیجهگیری
مدیریت سرمایه مهمترین مهارت در دنیای معاملهگری است، بازار همیشه فرصتهای جدید میدهد، اما سرمایة ازدسترفته دیگر باز نمیگردد، موفقیت واقعی در بازارهای مالی در این است که بتوانید سالها در بازار بمانید و رشد کنید. اگر یاد بگیرید چگونه ضرر را کنترل کنید، سود خودش بهمرور سراغتان میآید، مدیریت سرمایه یعنی هنر بقا؛ و بقا در بازارهای مالی؛ یعنی مسیر واقعی ثروت.